عنوان تحقيق :

 نوع رابطه خانواده و تاثير آن بر بزهكاري نوجوانان

 

 

فهرست مطالب:

عنوان                                                                                                                              صفحه

نوع كار تحقيقاتي…………………………………………………………………………........................…7

فصل اول

مقدمه……………………………………………………………………........................……...…………8

1-بيان مساله…………….…………………………………………….......................……………..………8

2-ضرورت و اهميت تحقيق……………………….......………………....................……………….………. 13

3-اهداف تحقيق……………………………………………….……......................………………….…… 14

4-سوالات تحقيق………………………………………………….....................………………….......……15

5-فرضيات تحقيق…………………………………………………..…………………………...…………16

فصل دوم

سوابق مربوطه(تحقيقات پيشين)……………………………………………..………………………...………17

الف)تحقيقات داخلي……………………………………………………..……………….....………………..17

ب)تحيقات خارجي…………………………………………………..……………………….....……………21

ج)جمع بندي تحقيقات…………………………………………………..……………………….....…………22

فصل سوم

مباني وچهارچوب نظري…………………………………………………………...………......………………23

1- نظريه هاي روانشناختي اجتماعي انحراف.…………………………………………...……………......………..23

1-1نظريه كنترل اجنماعي………………………………………………………………..……......…………..23

1-2نظريه همنشيني(پيوند)افتراقي………………………………………………………..……....…………….24

1-3رويكردهاي التقاطي……………………………………………………………………........…………….24

2- نظريه هاي جامعه شناختي……………………………………………………………..………........……….25    

1-2نظريه هاي بي سازماني اجتماعي………………………………………………………...……….......………25

2-2مرتن:نظريه ساخت اجتماعي وآنومي……………………………………………………....……....………...25

2-3پارسونز:كنش اجتماعي وآنومي…………………………………………………………….……...……….25

3- نظريه هاي روانشناختي……………………………………………………………………..………..…......26

3-1شخصيت و انحراف………………………………………………………………………………......…....26

نتيجه گيري………………………………………………………………………………………............…..27

فصل چهارم

روش تحقيق………………………………………………………………………………………..........…. 28

1-نوع روش تحقيق……………………………………………………………………………….........…… 28

2-تعريف عملياتي متغيرها……………………………………………………………………….........……... 28

3-جامعه آماري……………………………………………………………………………………..............30

4-حجم نمونه……………………………………………………………………………………........……30

5-شيوه نمونه گيري………………………………………………………………………………........……31

6-واحدتحليل………………………………………………………………………………………........…31

7-واحدمشاهده………………………………………………………………………………….....…...…..31

8-ابزارگردآوري اطلاعات……………………………………………………………………………............31

9-اعتبارو پايايي تحقيق…………………………………………………………………………........………31

فصل پنجم

يافته هاي تحقيق…………………………………………………………………………………............….33

منابع و ماخذ……………………………………………………………………………………….........….34

 نمونه پرسشنامه ....................................................................................................................................................35

 

    نوع كار تحقيقاتي:    

 

                                بنيادي               نظري               كاربردي *              علمي

 

 

تحقيق بنيادي:

تحقيقي است كه به كشف ماهيت اشياء ؛پديده ها و روابط بين متغيير ها ؛اصول و قوانين و ساخت يا آزمايش تئوريها و نظريه ها پرداخته و به توسعه مرزهاي دانش و رشته علمي كمك مي نمايد.

تحقيق نظري:

تحقيقي است كه نوعا بنيادي بوده و از روشهاي استدلال و تحليل عقلاني استفاده نموده و بر پايه مطالعات كتابخانه اي انجام مي شود .

تحقيق كاربردي : *

تحقيقي است كه با استفاده از نتايج تحقيقات بنيادي به منظور بهبود و به كمال رساندن رفتار ها ، روشها، ابزارها، وسايل، توليدات ، ساختارها، و الگوهاي مورد استفاده جوامع انساني انجام مي شود.

تحقيق علمي :

 تحقيقي است كه با استفاده از نتايج تحقيقات بنيادي و با هدف رفع مسائل و مشكلات جوامع انساني انجام مي پذيرد .

 

فصل اول :

مقدمه:

خانواده يكي از اساسي ترين نهاد هاي هر جامعه اي است كه تمامي صاحبنظران در مورد آن انديشيده اند و ريشه تمام نابهنجاريها و كجرويها را در خانواده جستجو كرده اند و در واقع هيچ جامعه اي نمي تواند ادعاي سلامت كند مگر از خانواده اي سالم برخوردار باشد . اساس سعادت بشري زندگي خانوادگي است چرا كه حيات مبدا خانوادگي ، همسري زن و مرد است كه اساس خانواده را تشكيل مي دهند .خانواده پايه اساسي و سازنده مهمترين ساخت اجتماعي است و وجود همه نظام هاي ديگر اجتماع بستگي به مشاركت در نظام خانوادگي دارد . رفتارهاي ناشي از نقشي كه در خانواده فراگرفته شده است ، نمونه و سرمشق رفتار در ساير قسمتهاي جامعه خواهد بود . هدف اجتماعي كردن پاسداري از سنن فرهنگي جامعه است و خانواده با نقشي كه در انتقال آن به نسل بعد دارد ، فرهنگ را زنده نگه مي دارد.(اعزازي،1377)

 پرسش اصلي كه در اين تحقيق به دنبال بررسي و تحقيق آن هستيم عبارت است از : آيا نوع رابطه خانواده در بزهكاري نوجوانان موثر مي باشد؟

واژگان كليدي در اين تحقيق عبارتند از:

 * نوع رابطه خانواده

*نوجوانان

*بزهكاري

در اين فصل ابتدا مساله خود را بيان خواهيم كرد و در ادامه به ضرورت و اهميت مساله تحقيق،اهداف تحقيق،سوالات تحقيق،و فرضيات تحقيق خواهيم پرداخت.

1-  بيان مسأله : (شامل تشريح ابعاد ،حدود مسأله،معرفي دقيق آن،بيان جنبه هاي مجهول و مبهم ،متغيرهاي مربوط ،سوالات تحيق ، منظور تحقيق )

همه دانشمندان علوم اجتماعي ، خواه جامعه شناسان يا روانشناسان ، بيش از هر عاملي بر آگاهي بخشي خانواده و تاثير بي بديل آن تاكيد دارند . اگر چه از تاثير مدرسه ، گروه هاي همسال ، رسانه هاي جمعي و ... غافل نيستند ، ولي نقش خانواده را موثر مي دانند ؛ زيرا فرد در خانواده فرايند فرهنگ پذيري را مي آموزد و شخصيت افراد بيش از همه در آغوش خانواده رشد و شكل مي گيرد ؛ در حالي كه ديگر عوامل، بيش تر در جامعه پذيري افراد، نقش دارند .

فرويد بر اين باور است كه شخصيت متشكل از سه نظام نهاد ،خود و فراخود است و فراخود معرف بازنمايي هاي دروني شده آن دسته از ارزش ها و اخلاقيات جامعه است كه والدين به كودك آموخته اند .فراخود در واقع همان وجدان فرد است و درباره درست يا غلط بودن اعمال فرد داوري مي كند .(قائمي،1378)

رفتار هاي والدين و اعضاء خانواده در نوع بروز واكنشهاي افراد نيز موثر است . اين واكنش ها در زمينه پي ريزي شخصيتي فرد در دوران بلوغ سهم بسزايي دارد . نوجوانان در اين سن نياز به خود شناسي و شناخت استعداد هايشان دارند و اين حضور والديني را مي خواهد كه در اين راه به آنان كمك كند در غير اينصورت آنان به صورت غير فعال در جامعه حضور مي يابند .در اينجاست كه مسأله چگونگي تربيت افراد مطرح مي شود . پارسونز مي گويد كه خانواده زن و شوهري معاصر ارزشهاي جامعه كل را به جوان منتقل مي كند . بويژه ارزشهاي رشد و شكفتگي را كه ويژه جامعه صنعتي و پيشرفته است . از نظر او اين ارزشها به وسيله نقشهايي كه والدين در خانواده و در جامعه ايفا مي كنند به كودك القا مي شود .(آندره ،1354،صص 81-80). بنابراين چون خانواده محيطي است كه پيوند هاي حاكم بر آن تفاوت زيادي با روابط حاكم بر خارج از محيط خانواده دارد و فرد از آغاز تولد تحت تاثير آن است و بسياري از نياز هاي رواني و مادي او در اين محيط تامين مي شود و پشتوانه ورود انسان به جامعه بزرگتر است نقش آن نيز با اهميت تر از همه عوامل محيطي است.(مريجي،1387)

بطبع هر چه ميزان اختلافات ميان والدين با نوجوانان بيشتر باشد رفتارهاي ناسازگارانه ضد اجتماعي را براي آنان به ارمغان مي آورد صفاتي چون : مسئوليت ، عشق ،پايداري ،استقلال تنها از فردي تراوش مي كند كه داراي خود باوري مثبت و روابط خوب اعضاء يك خانواده باشد و به دنبال روابط خوب ،احساس امنيت است كه فضاي خانه را براي افراد سرشار از محبت مي كند و افراد از طريق آن عامل است كه هويت خودرا توسعه مي دهند.(همان منبع) 

حال با اين همه اهميتي كه نهاد خانواده دارد و از آن به عنوان يكي از عوامل مهم در جامعه پذيري و فرهنگ پذيري نوجوانان ياد مي شود جاي اين سوال باقي مي ماند كه چگونه بعضي از خانواده ها در بزهكاري و انحراف نوجوانانشان سهيم شده و آنها را به ورطه هلاكت مي اندازند .؟

در اين مورد بايد گفت كه خانواده ها از جنبه هاي مختلفي در بزهكاري نوجوانان سهيم بوده و علل و عوامل مختلفي مي تواند از سوي خانواده در بزهكاري نوجوانانشان دخيل باشد كه از آن جمله مي توان به شيوه تربيتي مستبدانه ، غفلت و بي توجهي والدين، بعد خانوار،تعداد افراد خانواده ،زندگي در محله هاي شلوغ،نوع تملك مسكن ،فوت والدين ، انحرافات والدين ،رفتارهاي خصمانه والدين نسبت به يكديگر،وضعيت نامناسب اقتصادي ،شغل و درآمد والدين و... اشاره كرد. (غنچه راهب،پايان نامه ارشد مددكاري اجتماعي دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي،1380) 

ني(1958)در پژوهشهايش به اين نتيجه رسيد كه متغير هاي خانوادگي نظير روابط فرزند- والدين ،تقيد هاي خانوادگي،انضباط و سرپرستي و پايگاه اقتصادي و اجتماعي خانواده با بزهكاري نوجوانان ارتباط معناداري دارد.

هيرشي[1] (1969) در آزمون نظريه كنترل اجتماعي دريافت كه افزايش تقيد هاي جوانان به والدين و گذران بيشتر اوقات فراغت فرزندان با خانواده ،گرايش جوانان به بزهكاري را كاهش مي دهد . مطالعات ديگري كه به موضوع خانواده و بزهكاري پرداخته اند تضاد هاي زناشويي،گسيختگي و سرپرستيهاي ضعيف والدين بر فرزندان  را بر بزهكاري نوجوانان موثر دانسته اند (وست،1973،فارن ورت،1984 به نقل از احمدي)

سادرلند(1942).بزهكاري را در اثر خطاي خانواده ها دانسته كه قادر به ياد دادن ارزشها و هنجارها نبوده اند. به نظر سادرلند نگرانيها و نيازهاي ارضا نشده در افراد عادي و بزهكار شبيه به هم است و تنها روشهاي ياد گرفته شده واكنش به اين نگرانيها و محركها در آنان متفاوت است . و خانواده به عنوان محيط يادگيري اوليه جوانان بر بزهكاري موثر است .

ما در اين تحقيق به دنبال بررسي 3 متغير مستقل هستيم كه همگي با مساله اصلي تحقيق در رابطه بوده ، اين متغير ها عبارتند از:

1-  نوع رابطه اعضاي خانواده

2-  وضعيت اقتصادي – اجتماعي خانواده

3-  سطح تحصيلات والدين

براي سنجش متغير هاي مستقل ابتدا آنها را معرف سازي(تعريف عملياتي) كرديم[2] و سپس در غالب گويه ها و سوالاتي كه بر اساس طيف ليكرت تنظيم شدند به پاسخ گويان ارائه داده ايم.

جهت روشن شدن چگونگي رابطه ي اين متغيرها با بزهكاري نوجوانان به ذكر مختصري از آنها اشاره مي شود.

متغيرنوع رابطه اعضاي خانواده خود شامل دوبعد مي شود.1-رابطه گرم و صميمانه 2-رابطه سرد و متشنج

بايد گفت كه پيوند هاي دوستانه والدين عاملي براي تعديل نوجوانان ،وسيله اي براي ارضاي عواطف و موجبي براي جلوگيري از پديد آمدن نابساماني است .آنها الگو از والدين خود مي گيرند و به رشد و نمو خويش ادامه مي دهند.همچنين خانواده ها منتقل كننده فرهنگي خاص به كودكان هستند. فرهنگي كه در آن صفا و صميميت و محبت است و اين امر در اماكن ديگر به دست نمي آيد. كودكان پرورشگاهي ممكن است در سايه اعمال نظر در مواردي به درجاتي رسيده باشند ولي هيچ كدام از آنها نتوانستند بمانند اكثريت آنهائي كه در خانواده تربيت يافته اند ادامه زندگي دهند . معنويت و اخلاق در خانه كار سازندگي را در كودك نافذ مي سازد.(شيخاوندي،1373)

در رابطه با متغير اختلاف و تضاد و مشاجره والدين بايد گفت كه اين متغير نيز از عوامل مهم وموثر بر بزهكاري نوجوانان مي باشد روابط والدين با يكديگر و با فرزندان در پرورش عاطفي و اجتماعي نوجوانان نقش موثري داشته و ناسازگاري زناشويي والدين مي تواند موجب گرايش فرزندان به بزهكاري شود .از طرف ديگر ،سازگاري والدين و روابط منطقي و محبت آميز بين والدين و فرزندان كه به وحدت خانوادگي مي انجامد ارتباط جوانان را با گروههاي همسال بزهكار محدود ساخته و از گرايش آنان به رفتار بزهكارانه مي كاهد. نتايج آزمون تجربي روي 900 جوان 12-19 ساله نشان مي دهد الگوهاي كنش متقابل اعضاي خانواده روابط معني داري با بزهكاري دارد. بيشتر جوانان بزهكار در اين نمونه مورد مطالعه با والدين خود تعارضات و اختلافات آشكار داشته اند و در حالي كه با والدينشان به سختي ارتباط برقرار مي كردند تعامل آنان با دوستانشان به سهولت انجام مي گرفت . (سرنكويچ و گيردنو،1987 به نقل از جامعه شناسي انحرافات احمدي)

همچنين مطالعه اي در ايران نشان مي دهد كه اغلب جوانان 20-18 ساله كانون اصلاح و تربيت زندان عادل آباد شيراز متعلق به خانواده هاي پرمشاجره بوده اند(جليلي ،1372 به نقل از جامعه شناسي انحرافات احمدي)

در رابطه با متغيروضعيت اقتصادي-اجتماعي خانواده بررسي خواهيم كرد تا ببينيم پايگاه اقتصادي-اجتماعي والدين با چه مقوله هائي سنجيده مي شود و آيا اين عوامل بر بزهكاري نوجوانان موثر است و چگونه اين عوامل بر بزهكاري نوجوانان تاثير مي گذارد؟

در اين رابطه برخي از نظريه هاي جامعه شناسي انحرافات نظير نظريه بوم شناختي(شاوومك كي 1942) و نظريه فشار(مرتن،1938) با استناد به آمارهاي رسمي انحرافات اجتماعي،پايگاه اقتصادي –اجتماعي خانواده رااز متغير هاي مربوط به بزهكاري دانسته اند،صاحب نظران اين نظريه ها بر اين باورند كه احساس محروميت جوانان در خانواده هاي با پايگاه اقتصادي-اجتماعي پايين،نبود شرايط مناسب زندگي و ارضاي نامناسب نيازهاي جوانان ،آنان را به سمت رفتار بزهكارانه سوق مي دهد .اين نظريه ها،موقعيت شغلي،سطح تحصيلي،و درآمد والدين را به عنوان شاخص هاي عمده پايگاه اقتصادي-اجتماعي خانواده در نظر گرفته و تاثير اين شاخص ها را بر رفتار بزهكارانه جوانان نشان داده اند(مرتن1957؛كوهن1955 ؛كلوواردواهلاين1960؛ميلر1975 به نقل از جامعه شناسي انحرافات احمدي).اين نظريه ها همچنين به ناتواني والدين از ارائه پاداشهاي مناسب به رفتارهاي بهنجار اشاره مي كند.عدم ارضاي نيازهاي جوانان و به تاخير انداختن كاميابيهاي آنان در خانواده هايي كه فقر اقتصادي و اجتماعي دارند توجيهي است براي جواناني كه تنها به ارضاي تمايلات وآرزوهاي كوتاه مدت خود از طريق رفتار بزهكارانه عمل مي كنند. 

در رابطه با متغير سطح تحصيلات والدين به دنبال اين مساله هستيم كه بررسي كنيم آيا سطح تحصيلات والدين مي تواند در بزهكاري نوجوانان موثر باشد؟يعني آيا سطح تحصيلات بالاي والدين در كاهش بزهكاري نوجوانان تاثيري دارد؟

در اين رابطه بايد گفت كه پژوهشها نشان مي دهند كه والديني كه از سطح بالايي در تحصيلات بر خوردارند در مواجه و برخورد و رابطه برقرار كردن با نوجوانانشان از مهارت كافي برخوردارند . در اين مورد ، پرداختن به امور تربيتي فرزندان توسط اين گونه والدين كه شامل اصول اخلاقي مناسب و منسجمي است و در مقابل شامل نظارت دقيق بر كار آنان ،شركت والدين در زندگي روزمره جوانان،كسب اطلاع از فعاليتهاي فرزندان در طول روز و آموزش مهارتهاي زندگي به فرزندان با شيوه هاي مسئله يابي و حل مسئله مي تواند از گرايش نوجوانان اين گونه خانواده ها به بزهكاري پيشگيري كند.

در مقابل والديني كه سطح تحصيلي پاييني دارند از شيوه هاي تربيتي استفاده مي كنند كه خود از طريق آنها پرورش ياقته اند اين گونه والدين بيشتر از شيوه هاي اقتدارگونه و سخت گيري استفاده مي كنند كه اين گونه روشهاي تربيتي مورد قبول جوانان نبوده و جزئي از فرهنگ جوانان دنياي معاصر نيست.به طور كلي والدين جوانان بزهكار در مقايسه با والدين جوانان غير بزهكار عمدتا در برخورد با رفتارهاي نابهنجار فرزندان خود از مهارت كافي برخوردار نيستند ،حتي در مواردي برخورد و بررسي والدين از وضعيت فرزندانشان در گرايش آنان به رفتار بزهكارانه نقش موثري دارد.(ستوده،1376)

حال با توجه به اهميت فوق العاده خانواده و نقشي كه مي تواند در بزهكاري و انحراف نوجوانان داشته باشدمساله اصلي كه ما در اين تحقيق به دنبال آن هستيم بررسي اين موضوع است كه آيا نوع رابطه خانواده در بزهكاري نوجوانان آنان موثر مي باشد ؟به عبارتي نوع رابطه خانواده متغير مستقل در تحقيق بوده و بزهكاري  نوجوانان متغير وابسته تحقيق مي باشد .

 

 

 

2- ضرورت و اهميت تحقيق :

 

از آنجا كه خانواده از جنبه ها و ابعاد مختلفي در بزهكاري نوجوانان نقش دارد وهمچنين تحقيقات انجام گرفته در اين زمينه، موضوع خانواده را به صورت كلي و وسيع  در بزهكاري نوجوانان بررسي و تحقيق كرده اند و هيچ كدام از مقالات و پايان نامه هاي انجام شده به صورت جزئي تر ، ابعاد و مسائل خانواده را در بزهكاري نوجوانان بررسي نكرده اند واز طرف ديگر با نگاهي به تحقيقات انجام گرفته توسط دانشجويان دانشگاه پيام نور و آزاد اين شهرستان مشخص مي شود كه اين تحقيقات بيشتر حول و پيرامون مسائلي همچون اعتياد،طلاق،و... صورت گرفته اند، لذا نياز به چنين تحقيقي ضروري به نظر مي رسيد.

  

 

3- اهداف تحقيق : (شامل اهداف علمي ،كاربردي ،و ضرورت هاي خاص انجام تحقيق)

در اين تحقيق بيشتر دنبال اهداف توصيفي و تحليلي هستيم يعني سعي داريم يك تصوير روشن از نقش خانواده در بزهكاري نوجوانان ارائه نموده  و همچنين آن(خانواده) را به عنوان يكي از عوامل موثر در بزهكاري نوجوانان از منظر هاي مختلف  تبيين نماييم . لذا اهداف مورد نظر ما در اين تحقيق عبارت خواهند بود از :

3-1    هدف اصلي تحقيق:

      -   تبيين تاثير نوع رابطه خانواده در بزهكاري نوجوانان .

3-2    اهداف فرعي تحقيق:

-  تبيين تاثير روابط گرم و صميمانه اعضاي خانواده بر بزهكاري نوجوانان.

-  تبيين تاثير روابط سرد و مشاجره آميز خانواده بر بزهكاري نوجوانان.

-  تبيين تاثير وضعيت اقتصادي – اجتماعي خانواده بر بزهكاري نوجوانان.

-   تبيين تاثير سطح تحصيلات والدين بر بزهكاري نوجوانان.

 

 

4- سوالات تحقيق :

سوال اصلي:

1-  آيا نوع رابطه اعضاي خانواده بر بزهكاري نوجوانان موثر است؟

سوالات فرعي:

2- آيا روابط گرم و صميمانه اعضاي خانواده دركاهش بزهكاري نوجوانان موثر است؟

3- چگونه روابط مشاجره آميزاعضاي خانواده (تضادخانواده) نوجوانان را به سمت بزهكاري مي كشاند؟

4- آيا وضعيت اقتصادي –اجتماعي خانواده نقشي در بزهكاري نوجوانان دارد؟

5- آيا سطح تحصيلات والدين مي تواند در بزهكاري نوجوانان نقش داشته باشد؟

 

5-  فرضيات تحقيق : (هر فرضيه به صورت يك جمله خبري نوشته مي شود)   

 

فرضيه اول: بين نوع رابطه خانواده و بزهكاري نوجوانان رابطه وجود دارد.

فرضيه دوم: هرچه روابط بين اعضاي خانواده گرم و صميمي و دوستانه  باشد بزهكاري نوجوانان كاهش مي يابد.

فرضيه سوم : هرچه اختلاف و مشاجره در خانواده بيشتر باشد بزهكاري  نوجوانان افزايش مي يابد.

فرضيه چهارم : بين وضعيت اقتصادي – اجتماعي خانواده با بزهكاري نوجوانان رابطه است.

فرضيه پنجم : بين ميزان تحصيلات والدين با بزهكاري نوجوانان رابطه است .

  

   فصل دوم :

سوابق مربوطه:(تحقيقات پيشين)  (بيان مختصر سابقه تحقيقات انجام شده پيرامون موضوع و نتايج تحصيل شده در داخل و خارج و نظريات عملي در رابطه با مسئله)

الف) تحقيقات داخلي:در مورد تحقيقات داخلي  كه در رابطه ي با اين موضوع انجام گرفته اند بايد گفت كه اين تحقيقات هم در رشته ي روانشناسي و هم در رشته ي جامعه شناسي نقش خانواده را در بزهكاري نوجوانان تحقيق و بررسي كرده اند. در ادامه به ذكر نمونه هائي ازپايان نامه هائي كه به بررسي اين موضوع پرداخته اند به طور مختصر اشاره مي شود .  

1- « بررسي مقايسه اي نقش خانواده در بزهكاري نوجوانان فراري از منزل و نوجوانان غيربزهكار شهر تهران در سال 1382»  ابوالقاسم رئيسي     دانشگاه تربيت مدرس       رشته مديريت انتظامي

محقق مورد نظردر اين تحقيق سعي كرده شرايط موجود در خانواده را به عنوان مهمترين كانون تاثير گذار بر رفتار نوجوانان ،مورد بررسي و مطالعه قرار دهد ،و براي اينكار ويژگي هاي موجود در خانواده نوجوان بزهكار فراري از منزل ،با شرايط موجود در خانواده نوجوان غير بزهكار ، را مورد مقايسه قرار داده است.محقق در اين پژوهش سعي نموده از طريق تنظيم پرسشنامه ويژگي هاي خانوادگي نوجوانان بزهكار فراري از منزل را با ويژگي هاي خانوادگي نوجوانان غير بزهكار در شهر تهران مورد مقايسه قرار دهد . تا از اين طريق به ميزان نقش خانواده و شرايط موجود در آن در ايجاد انحرافات اجتماعي و بزهكاري نوجوانان پي ببرد . او در اين پژوهش تعداد80 نفر از نوجوانان دختر و پسر 12تا18 ساله بزهكار در شهر تهران و تعداد 80 نفر از نوجوانان غير بزهكار 12تا18 ساله در مدارس و دبيرستان هاي شهر تهران را از طريق نمونه گيري تصادفي انتخاب نموده است .

فرضيات او در اين تحقيق عبارت بودند از :

1- بين روابط عاطفي خانواده با فرزندان و بزهكاري نوجوانان رابطه وجود دارد.

2- بين وضعيت اقتصادي خانواده و بزهكاري نوجوانان رابطه وجود دارد.

3- بين ميزان اعتقادات و پايبندي اعضاي خانواده به مسائل شرعي و بزهكاري نوجوانان در آن خانواده ارتباط وجود دارد.

4- بين وجود اختلاف و مشاجره در خانواده و بزهكاري نوجوانان ارتباط وجود دارد.

5- بين ميزان استفاده اعضاي خانواده از محصولات فرهنگي(كتاب،مجله،روزنامه) با گرايش نوجوانان به بزهكاري ارتباط وجود دارد.

6- بين ميزان حفظ شخصيت و احترام نوجوان در خانواده با گرايش آنها به بزهكاري ارتباط وجود دارد.

 

يافته هاي تحقيق او به اين شرح مي باشد.

پس از انجام محاسبات آماري بروي اطلاعات به دست آمده از پرسشنامه ها،نتايج ذيل بدست آمد:  فرضيه هاي اول،دوم،سوم،چهارم،پنجم،و هفتم تاييد گرديد و فرضيه ششم تاييد نگرديده و رد شد.

2- « بزهكاري و بزهديدگي نوجوانان پسر در زمينه مواد مخدر ، اميرحسين زارعي ،دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران ،اسفند84»

در اين تحقيق محقق سعي نموده پس از بيان علل بزهكاري و بزه ديدگي نوجوانان پسر در زمينه مواد مخدر و تاثير اعتياد در بزهكاري آنان با توجه به آمار بدست آمده در كانون اصلاح و تربيت تهران،پس از بيان پيشگيري كيفري(مجازات)از بازگشت به اعتياد،به دليل ناكارآمد بودن اين نوع پيشگيري ،از منظر دستاوردهاي جرم شناسي باليني به موضوع پيشگيري اجتماعي بزه ديدگي نوجوانان پسر در زمينه مواد مخدر و نهايتا بزهكاري آنان بپردازد.

فرضيات او در اين تحقيق عبارت بودند از؟

1- بزه ديدگي نوجوانان پسر در زمينه مواد مخدر در بزهكاري آنان نقش دارد.

2- ميان محيط شغلي و زندگي نوجوانان پسر و بزه ديدگي و بزهكاري آنان رابطه معني داري وجود دارد.

3- با پيشگيري علمي از اعتياد و درمان معتادين،ميزان بزه ديدگي ها و بالتبع ميزان بزهكاري ها در زمينه مواد مخدر تقليل مي يابد.

 

يافته هاي تحقيق او به اين شرح مي باشد:

بزهكاري نوجوانان پسر در زمينه مواد مخدر علل بسياري دارد.بزهكاري در زندگي هر نوجواني ،به شكل خاصي ظاهر مي شود ومعنا و مفهوم متفاوت دارد . هرنوع محروميت ووضعيت نامناسب ممكن است پيامدهاي رفتاري نوجوان راتوام با ناكامي و نااميدي وشكست نمايد كه بيشتر اين نوجوانان راه بزه را انتخاب مي كنند ،شايد به اين خاطر است كه در گروه هاي بزهكاري به آنان بها داده مي شود.همچنين نوجواناني كه والدينشان دچار اعتياد و مواد مخدر بوده اند بيش از ساير افراد به اين جرايم روي مي آورند.ولذا بزهكاري و بزه ديدگي ارتباط مستقيمي با محيط تربيتي و كيفيت برخورداري از تعاملات بين فردي ومحيط هاي زندگي نظير محيط خانواده و محيط هاي تفريحي و محيط اجتماعي دارد.همچنين بايد گفت كه پيشگيري اجتماعي بزه ديدگي نوجوانان پسر در زمينه مواد مخدر از پيشگيري كيفري(مجازات)كارآمد تر است.

روانشناسان كه عامل رواني را در بزهكاري برجسته مي كنند،معتقدند كه بزهكاران به علت ناراحتي هاي عاطفي گذشته ،فاقد تعادل رواني هستند و اين عدم تعادل موجب رفتار انحرافي آنها مي گردد .لذا به بررسي يكي از پايان نامه هاي موجود در روانشناسي درباره اين موضوع مي پردازيم .

3- «تاثير عوامل اقتصادي ،اجتماعي و تحصيلي خانواده بر سلامت رواني فرزندان»                                        فاطمه يزدان پناه فدائي     دانشگاه علامه طباطبايي          رشته روان شناسي عمومي 

در اين پژوهش ، محقق نقش عوامل اقتصادي ،تحصيلي ،و اجتماعي خانواده را در سلامت رواني دختران نوجوان مورد مطالعه قرار داده است .پرسش اصلي كه او مطرح مي كنداين است كه آيا عوامل خانوادگي دختران نوجوان مي تواند بر سلامت رواني آنان اثر بگذارد؟

جامعه آماري محقق را 542 نفر از دانش آموزان سال يكم دبيرستان هاي دخترانه نظام واحدي شهر تهران تشكيل مي دهد كه به شيوه تصادفي از چهار منطقه آموزشي شهر تهران انتخاب شده اند.

او در اين پژوهش از دو ابزار پرسشنامه استفاده كرده است كه پرسشنامه اول با نام تشخيص مشكلات خانوادگي ،به منظور مشخص نمودن اندازه هاي متغير هاي مستقل پژوهش ،به كار رفته و شامل سه بخش عوامل تحصيلي خانواده (13 سوال) عوامل اقتصادي(6سوال)و عوامل اجتماعي خانواده (18سوال) و برخي مشخصات فردي است .

پرسشنامه دوم تحت عنوان پرسشنامه سلامت عمومي،در سال 1979 توسط گلدبرگ و ميلر در 28 ماده تدوين يافته است و كارائي آن در سرند اختلالات رواني غير سايكوتيك است .

يافته هاي محقق در اين پژوهش به شرح ذيل مي باشد.

الف) عواملي كه با ابعاد مختلف سلامت عمومي فرزندان ارتباط نداشته اند عبارت است از سطح تحصيلات پدر و مادر ،نوع شغل پدر و مادر ،نوع سكونت(رهن ،اجاره و شخصي) ،زياد و كم بودن اطاقهاي ساختمان محل سكونت ،تعداد فرزندان يا جمعيت خانواده ،چند شغله بودن پدر ،و زندگي در خانواده هاي همبسته و گسسته ،در تمامي اين موارد ميانگين نمرات سلامت عمومي آزمودنيها به تفكيك سطوح متغير هاي ياد شده تفاوتي نشان نداده اند.

ب) عواملي كه در سلامت عمومي فرزندان موثر شناخته شده عبارتند از : نحوه رفتار والدين در امور تحصيلي فرزندان،تكافوي درآمد ثابت ماهيانه پدر ،تقويت حس استقلال و روحيه خود گرداني در فرزندان ،اختلاف نظر والدين ،مطلوبيت رفتار والدين با فرزندان (از لحاظ تبعيض قائل شدن بين آنها و اتخاذ شيوه هاي تشويقي و تنبيهي مناسب) ميزان رضايت از زندگي والدين ،و زندگي جداگانه با مادر

در تمامي اين موارد ،ميانگين نمرات سلامت عمومي آزمودنيها مشتمل بر چهار بخش علائم جسماني،علائم اضطراب،افسردگي،و كنش اجتماعي به تفكيك سطوح متغير هاي ياد شده تفاوت چشمگيري داشته و از لحاظ آماري معنادار بوده است .

طبعا نمي توان درباره دلائل تفاوتهاي مشاهده شده به طور قطع و يقين مطالبي را عنوان نمود اما در هر صورت وجود ارتباط بين برخي از عوامل تحصيلي،اقتصادي،و اجتماعي خانواده (با تاكيد بر فضاي رواني خانواده) با سلامت رواني فرزندان كه در اين مطالعه ،دختران نوجوان سال اول دبيرستان بوده اند مورد تاييد قرارگرفته است.

 

 

  

ب) تحقيقات خارجي :در اين قسمت به ذكر مقالات خارجي كه مرتبط با موضوع تحقيقمان بوده و به نوعي برتاثير روابط اعضاي خانواده در بزهكاري نوجوانان تاكيد دارند اشاره ميكنيم.

·        آرامش دور نيست

يافته هاي محقق در اين مقاله عبارتند از : الف) اومحيط هاي خانواده هائي را كه در آنها جوضدخوشي،فضاي انتقادي بيش از حد،محيط فاقد محبت داشتن،جنگ سرد، حاكم باشد را مستعد گرايش نوجوانان به بزهكاري مي داندو از طرفي ب)محيط هايي را كه در آن 1-  برساده زندگي كردن و لذت بردن از هر چيز ساده يي كه در دسترس است 2- افراد خانواده را به فعاليتهاي گروهي تشويق كردن 3- خوشي همگاني در خانواده تاكيد دارند را باعث تكامل و رشد مثبت نوجوانان توسط خانواده مي خواند.(شيندلر[3].ترجمه ي دادي ، به نقل از مازيار شمس ،نشريه ايران)

·         خانه كانون گرم خوشبختي و يا برعكس

در اين مقاله بر اين موضوع تاكيد شده كه خانه و خانواده ي خوب پناهگاهي است كه وقتي نوجوان احتياج به دلجويي و آرامش و استراحت دارد به آن پناه مي برد.

خانه جايي است كه نوجوان نخستين درسهاي زندگي را در آن مي آموزد و در آن رشدونمو مي كند و اغلب اوقاتش در آن سپري مي شود.او معتقد است كه بنيان شخصيت آدمي در زندگي خانوادگي پايه گذاري مي شود.لذا براهميت خانه و دامان خانواده تاكيد دارد و معتقد است محيط گرم و صميمي مي تواند مانعي براي بزهكاري نوجوانان باشد.ويا مي توان باساختن محيطي سرشار از تضاد و درگيري مانع از رشد نوجوانان و سركوب شخصيت آنها شد.

«كروال[4]،1997 »

 

  

ج) جمع بندي تحقيقات:

بايد گفت كه تحقيقات انجام گرفته پيرامون موضوع خانواده و بزهكاري نوجوانان ، خانواده را ازمنظر ديدگاههاي متفاوت مورد برسي قرار داده اند مثلا تحقيقات روانشناسي بيشتر بر نقش و تاثير خانواده در سلامت رواني نوجوانان تاكيد داشته اند و معتقدند كه سلامت رواني نوجوانان در سازگاري يا عدم سازگاري آنان با محيط اجتماعيشان و به طور كلي در بهنجار بودن يا نابهنجار بودن آنها نقش موثري دارد يعني  بيشتربه عوامل فردي مي پردازند اما تحقيقات جامعه شناختي بيشتر عوامل گروهي را در بزهكاري نوجوانان بررسي كرده و معتقدند كه محيط هاي مختلف از جمله محيط خانواده بربزهكاري آنها موثر است.وهمچنين همانطور كه در قسمت ضرورت و اهميت گفته شد اين تحقيقات ديدي بسيار كلي به موضوع داشته اند و به صورت جزئي به بررسي موضوع نپرداخته اند.اما همه اين تحقيقات بر خانواده به عنوان معياري براي شناخت و سنجش آسيب هاي اجتماعي به خصوص در بزهكاري نوجوانان تاكيد دارند.

 

 

 

فصل سوم :

مباني و چهارچوب نظري:در رابطه با بزهكاري و انحراف بايد گفت كه جامعه شناسي انحرافات به عنوان يكي از حوزه هاي جامعه شناسي به دنبال تبيين علل و عوامل عدم همنوايي افراد با هنجار هاي اجتماعي است. انحراف اجتماعي يك پديده اجتماعي است كه برحسب زمان ،مكان،موقعيت اجتماعي افراد،فرهنگها و خرده فرهنگهاي مختلف،ايدئولوژي ها و گروههاي اجتماعي متفاوت ،نسبي مي باشد.به طور كلي بايد گفت كه در جامعه شناسي انحرافات بزهكاري و انحراف را از چهار منظر مورد مطالعه و بررسي قرار داده اند و نظريه هاي موجود در چهار سطح و زمينه صورت گرفته است.1- تبيين هاي زيست شناختي 2-تبيين هاي روان شناختي 3- تبيين هاي جامعه شناختي 4- روانشناختي اجتماعي كه هر يك از اين سطوح نظريات مختلفي در رابطه با جرم و بزهكاري مطرح نموده اند.

در اين قسمت به نظريه هائي اشاره خواهيم كرد كه بر خانواده به عنوان يكي از عوامل تاثير گذار بر بزهكاري نوجوانان تاكيد دارند.

1- نظريه هاي روان شناختي اجتماعي انحراف:

1-1نظريه كنترل اجتماعي[5] :

به عقيده هيرشي (1969) بزهكاري به عنوان يك مسأله اجتماعي بايد در عرصه خانواده ، محله ، مدرسه ، همسالان و ساير ارگان ها يا مؤسسات اجتماعي كه نوجوان به نوعي در آنها عضويت دارد ، بررسي گردد . هيرشي معتقد است كه بزهكاري وقتي اتفاق مي افتد كه قيود فرد نسبت به اجتماع ضعيف شوند يا به طور كلي از بين بروند . اين قيود را تحت چهار مفهوم كلي خلاصه مي كند :

وابستگي : حساسيتي است كه شخص نسبت به عقايد ديگران درباره خود نشان مي دهد ، در حقيقت يك نوع قيد و بند اخلاقي است كه فرد را ملزم به رعايت هنجارهاي اجتماعي مي كند . اين وابستگي را هيرشي همپايه وجدان و يا من برتر مي داند .

تعهد : ميزان مخاطره اي است كه فرد در تخلف از رفتارهاي قراردادي اجتماع مي كند . بدين معني فردي كه خود را نسبت به قيود اجتماعي متعهد مي داند از قبول اين مخاطرات پرهيز مي كند . اگر وابستگي را هم پاي وجدان بدانيم ، تعهد همپايه عقل سليم يا خود است .

درگير بودن : ميزان مشغوليت فرد در فعاليت هاي مختلف است ، كه باعث مي شود او وقت براي انجام كار خلاف نداشته باشد . مثل درگير شدن در سرگرمي هاي مدرسه ، خانه و اشتغال به فعاليت هاي فوق برنامه .

باورها : ميزان اعتباري است كه فرد براي هنجارهاي قراردادي اجتماع قائل است ، در حالي كه مي تواند طبق ميل خود از آنها تخلف كند ، ولي به آنها پايبند باقي مي ماند ، مانند باور به نيكوكاري ، حسن شهرت و غيره .   

1-2  نظريه همنشيني(پيوند) افتراقي[6] :

بنا بر اين ،نظريه نزديكان و همسالاني كه بزهكار باشند در تشكيل و تقويت نگرش بزهكاري به طور مؤثر كمك مي كنند و فرد را به سوي بزهكاري سوق مي دهند . نظريه پيوند افتراقي محتواي اجتماعي بزهكاري را در نظر دارد و فرد بزهكار را در جايگاه اجتماعي او از حيث رابطه اش با خانواده يا محله و رفقا و مصاحبين در نظر مي گيرد .

1-3   رويكردهاي التقاطي:

در حالي كه نگرش هاي اختصاصي به موضوع منجر به استفاده از چارچوب نظري خاص آن رويكرد در پژوهش ها گرديده است ، عده اي نيز ديدگاه هاي التقاطي را مورد توجه قرار داده و با ديد وسيع تري به موضوع نگريسته اند . يكي از مطالب كلاسيك در اين زمينه پژوهشي است كه توسط مشكاني انجام شده است .

نظريه تلفيقي اين پژوهشگران شامل دو مؤلفه است كه مجموعاً چارچوب نظري پژوهش را تشكيل  مي دهد.مؤلفه اول را كنترل هاي خانوادگي ، اجتماعي ، روابط عاطفي ، كودك و نوجوان با افراد مهم در زندگي او از قبيل اقوام ، معلمين ، دوستان صالح تشكيل مي دهند كه نقش بازدارنده در گرايش به بزهكاري دارند . مؤلفه دوم نيز از نيروهاي وارده بر كودك و نوجوان اثر مي گذارند و او را در جهت بزهكاري سوق مي دهند ، تشكيل مي دهد . بديهي است كه بين مؤلفه اول و دوم كشمكشي در بين است و تعامل بين آن دو است كه نهايتاً موضع كودك و نوجوان را نسبت به بزهكاري تعيين مي كند . يافته هاي پژوهش نشان مي دهند نتايجي كه از تلفيق دو نظريه پيوند افتراقي و كنترل اجتماعي حاصل شده است ، نشان يا شاخص مؤلفه وابستگي نوجوان به خانواده و مولفه وضع سلامت خانواده با شدت بزهكاري مؤثر است . بدين ترتيب كه هر چه پيوندهاي عاطفي نوجوان با خانواده بيشتر مي شود و  روابط پدر و مادر با فرزندان سالم تر و امن تر باشد بزهكاري كاهش مي يابد. مؤلفه هاي مربوط به پيوندهاي افتراقي و مؤلفه ارتباط نوجوانان با دوستان و اقوام نشان مي دهد وجود همسايگان خلافكار و محله جرم خيز در بزهكاري مؤثر است .

  

 

2 - نظريه هاي جامعه شناختي[7]:

تبيينهاي جامعه شناختي با رويكرد وفاق اجتماعي و تضاد بر نقش اساسي محيط اجتماعي در شكل گيري انحرافات اجتماعي تاكيد كرده اند .نظريه هاي موجود در اين زمينه ،عبارتند از نظريه هاي بي سازماني اجتماعي ،نظريه هاي تضاد و نظريه هاي خرده فرهنگي

2-1نظريه هاي بي سازماني اجتماعي:

نظريه پردازان بي سازماني اجتماعي بر اين باورند كه عواملي چون كاهش كارايي نهادهاي اجتماعي نظير خانواده و تضعيف تقيد هاي خويشاوندي به عنوان نيروهاي غير رسمي كنترل اجتماعي جرايمي نظير قتل ،سرقت ،انحرافات جنسي و اعتياد را افزايش مي دهند.به اعتقاد آنان عوامل اجتماعي افراد را كنترل مي كنند و وقتي كه اين عوامل بي ثبات شوند،افراد توان كمتري براي كنترل رفتار خود دارند.

2-2    مرتن: نظريه ساخت اجتماعي و آنومي

ديدگاه مرتن به دنبال كشف اين امر است كه چگونه برخي از ساختهاي اجتماعي بر افراد خاصي از جامعه تاثير گذاشته و موجب شده آنان مرتكب رفتار ناهمنوا با هنجارهاي اجتماعي شوند.به نظر او ساختهاي اجتماعي فعال بوده و توليد كننده الگوهاي رفتاري مي باشند؛بنابراين،او بر نظم اجتماعي تمركز نموده و تاثير ساختهاي هنجاري را بر افراد مورد تفحص و تبيين قرار مي دهد.

2-3    پارسونز: كنش اجتماعي و آنومي

پارسونز معتقد است كاركرد هاي مناسب هر يك از خرده نظامهاي فرهنگ،اجتماع،شخصيت،و اقتصادو ارتباط و كنش متقابل بين آنها عامل كنترل كننده هرجامعه و همچنين عامل بقا و پايداري نظام اجتماعي است.در مقابل،عدم تعادل و بي سازماني در هريك از خرده نظام ها حيات جامعه را تهديد كرده زمينه را براي رفتار انحرافي فراهم مي سازد.از ديد پارسونز،نهادهاوسازمانهاي اجتماعي عوامل اجرايي و ابزارهاي جامعه پذيري الگوهاي رفتاري و دروني ساختن آنها در افراد هستند.در صورتي كه نهادها و سازمانهاي كارگزار جامعه پذيري نظير خانواده،مدرسه و وسايل ارتباط جمعي كارايي لازم را نداشته باشند جامعه دچار بي سازماني اجتماعي گرديده و پيامدآن شيوع رفتار انحرافي در جامعه است.

 

 

3-  نظريه هاي روانشناختي:

در زمينه تبيينهاي روانشناختي انحراف، بايد گفت كه اين تبيينها بيشتر بر تفاوتهاي فردي افراد كه بر اساس عوامل روان شناختي نظير هوش و نوع شخصيت تعيين مي شوند تمركز نموده اند .

3-1   شخصيت و انحراف:

در زمينه شخصيت و انحراف ،رهيافت روان كاوي كه از آزمونهاي زيگموند فرويد[8] مشتق شده و به فهم شخصيت انساني و ارتباط آن با رفتار انحرافي پرداخته است. فرويد شكل گيري شخصيت انسان را در دوران كودكي جستجو مي كند كه از يك تا شش سالگي طول مي كشد.او براي ساختار شخصيت سه مجموعه نيرو را كه عوامل كنترل رفتاري ناميده بر مي شمارد:

1- ضمير[9]: كه نشان دهنده غرايز و گرايشهاي انساني و تابع اصل لذت بوده

2- خود[10]: كه معرف واقعيتهاي اجتماعي زندگي است و به فرد امكان مي دهد كه درك كند،بينديشد و بر محيط زيست خود تاثير بگذارد.

3- فراخود[11]: كه نماينده بازدارندگي هاي اجتماعي است كه در طول تجربه در گروههاي اجتماعي به ويژه در خانواده كسب شده

 

  

 

نتيجه گيري:

پیچیدگی عوامل مؤثر در پدیده بزهكاری سبب شده است كه هر گروه از محققان آن را از دیدگاهی خاص بررسی كنند. روان شناسان و روان پزشكان از دیدگاه روان شناختی، حقوق دانان از دیدگاه جرم شناسی و مسایل كیفری، پزشكان و زیست شناسان از نظر عوامل مؤثر زیستی و بالاخره جامعه شناسان از دید آسیب شناسی اجتماعی.

اينها نظريات معروف و مشهوري بودند كه در زمينه جرم و بزهكاري مطرح شده اند در اين نظريات به طور مستقيم و غير مستقيم بر نقش و تاثير خانواده در بزهكاري نوجوانان اشاره شده است .نكته قابل توجهي كه در همه اين نظريات وجود دارند اين مي باشد كه آنها خانواده را يكي از ساختهاي مهم اجتماعي مي دانند كه مي تواند در شكل گيري شخصيت فرد به عنوان يك فرد مهم و حياتي يا در مقابل آن به عنوان يك فرد بزهكار و كجرو نقش اساسي داشته باشد.و رفتار نوجوان تاحد زيادي برخواسته از شكل گيري شخصيت او در نظام خانواده مي باشد.

 

   

فصل چهارم :

روش تحقيق :

1-  نوع روش تحقيق :

 روش تحقيق ما بصورت پيمايشي خواهد بود. در اين پژوهش سعي شده از هر دو روش گردآوري اطلاعات استفاده كنيم. يعني روش ما هم به صورت كتابخانه اي و اسنادي بوده و از اطلاعات كتابخانه و پايان نامه هاي دانشجويان در ارتباط با موضوع مورد بحثمان و همچنين مقالات و نشريات موجود در اين رابطه استفاده خواهد شد . وهمچنين براي گردآوري اطلاعات و داده ها ؛ سعي شده  به صورت ميداني تعدادي از نوجوانان بزهكار و غير بزهكارشهرستان گناباد را مورد بررسي و مطالعه قرار دهيم.

از آنجا كه در اين روش از شيوه هاي متفاوتي همچون مصاحبه و پرسشنامه براي گردآوري اطلاعات استفاده مي شود لذا با اين روش ما مي توانيم به راحتي اطلاعات خود را جمع آوري كنيم و همچنين از آنجا كه در پي اين هستيم كه متغييرهاي متفاوتي را در رابطه با موضوعمان بررسي كنيم لذا اين روش امكان مقايسه و استنباط علي را فراهم مي نمايد.

2- تعريف عملياتي متغيرها :

متغير نوع رابطه اعضاي خانواده :

ابعاد اين متغير:

1- رابطه گرم و صميمانه: معرف هائي كه براي اين بعد ، در نظر گرفته ايم عبارتند از :

*علاقه داشتن والدين به همديگر

*علاقه داشتن فرزندان به والدين

*احترام گذاشتن اعضاي خانواده به همديگر

*ميزان گذران اوقات فراغت فرزندان با والدين

*درميان گذاشتن مسائل شخصي فرزندان با والدين

2- رابطه سرد و متشنج:

معرف هائي كه براي اين بعد ، در نظر گرفته ايم عبارتند از :

*علاقه نداشتن والدين به همديگر

* علاقه نداشتن فرزندان به والدين

*توهين اعضاي خانواده به همديگر

*رسيدگي نكردن به مشكلات

*ضرب وشتم اعضاي خانواده

 

 

متغير ميزان تحصيلات والدين:

معرف هائي كه در متغير مستقل ميزان تحصيلات والدين بررسي خواهند شد عبارتند از :

*بي سواد

*تحصيلات ابتدايي

*تحصيلات متوسطه

*تحصيلات آكادميك

متغير وضعيت اقتصادي-اجتماعي خانواده:

ابعاد اين متغير:

1- درآمد والدين:معرف هائي كه براي اين بعد، بررسي خواهند شد عبارتند از :

*ميزان درآمد پدر

*ميزان درآمد مادر

2- شغل والدين: معرف هائي كه براب اين بعد، بررسي خواهند شد عبارتند از:

*شغل پدر

*شغل مادر

3- رشد اجتماعي اعضاي خانواده: معرف هائي كه براي اين بعد، بررسي خواهند شد عبارتند از:

*عضويت اعضاي خانواده در كتابخانه

*ميزان استفاده اعضاي خانواده از محصولات فرهنگي (كتاب،مجله،روزنامه)

با توجه به گستردگي انواع بزهكاري در نوجوانان ،معرف هائي كه در اين تحقيق به عنوان متغير وابسته بزهكاري  نوجوانان بررسي خواهد شد،طبق سوالي كه از اداره زندان شهرستان گناباد شد شايعترين اين بزهكاري ها در اين شهرستان عبارت بودند از:

*حمل مواد مخدر

*سرقت

به طور كلي جدول متغيرهاي تحقيقمان به صورت ذيل مي باشد.

  

 

 

                                                   ابعاد و شاخص هاي متغير هاي  تحقيق

 

متغير

نوع متغير

ابعاد

شاخص

سوال

مستقل

وابسته

نوع رابطه اعضاي خانواده

 

 

 

*

 

رابطه گرم و صميمانه

علاقه داشتن والدين به همديگر

8

علاقه داشتن فرزندان به والدين

9-10

احترام گذاشتن اعضاي خانواده به همديگر

11-12

ميزان گذران اوقات فراغت فرزندان با والدين

13-15

درميان گذاشتن مسائل شخصي فرزندان با والدين

14-16

رابطه سرد و متشنج

علاقه نداشتن والدين به همديگر

17-19

علاقه نداشتن فرزندان به والدين

18-20-21

توهين اعضاي خانواده به همديگر

22-23

رسيدگي نكردن به مشكلات

24-25-27

ضرب و شتم اعضاي خانواده

26

وضعيت اقتصادي،اجتماعي خانواده

 

 

*

 

درآمد والدين

ميزان درآمد پدر

28

ميزان درآمد مادر

29

شغل والدين

شغل پدر

6

شغل مادر

7

رشد اجتماعي اعضاي خانواده

عضويت اعضاي خانواده در كتابخانه

30

ميزان استفاده آنها از محصولات فرهنگي(كتاب،مجله،روزنامه)

31-32

تحصيلات والدين

 

 

*

 

 

بيسواد

4-5

تحصيلات ابتدايي

تحصيلات متوسطه

تحصيلات آكادميك

بزهكاري

 

 

*

سرقت

 

33

حمل مواد مخدر

 

34

 

 

3- جامعه آماري :  جامعه آماري در تحقيق حاضر نوجوانان بزهكار و غير بزهكار در شهرستان گناباد مي باشد.

4- حجم نمونه :  براي حجم نمونه در پژوهش حاضر تعداد 20 نفر از نوجوانان بزهكار و تعداد 20 نفر هم از نوجوانان غير بزهكار انتخاب شدند.

 

5- شيوه نمونه گيري :

براي بدست آوردن حجم نمونه از روش نمونه گيري استفاده شده  كه روش نمونه گيري در مورد نوجوانان بزهكار به صورت موردي بوده و نمونه گيري گروه گواه به صورت خوشه اي بوده است.

6- واحد تحليل :

واحد تحليل در اين بررسي خانواده مي باشد .

7- واحد مشاهده :

     واحد مشاهده در پژوهش حاضر فرد است كه عبارتند از پدر ،مادر ،نوجوانان

8- ابزار گرداوري اطلاعات: (پرسشنامه ،كارت مصاحبه ،كارت مشاهده،كارت آزمون،فيش،جدول و غيره)

محقق در اين پژوهش سعي نموده است در روش ميداني از پرسشنامه ، جهت گردآوري اطلاعات استفاده نمايد و در روش كتابخانه اي از ابزار فيش برداري و جدول استفاده نمايد .    

9- اعتبار وپايايي تحقيق:

براي سنجش اعتبار و پايايي تحقيق به روش ذيل عمل كرده ايم:

9-1    اعتبار تحقيق:

اعتبار سنجش بستگي به تطابق مفهوم با معرف هاي تجربي سنجش دارد.اصلي ترين روش آزمون اعتبار،بررسي دقيق سنجه مفهوم در پرتو معناي آن و طرح اين پرسش جدي است كه آيا اين ابزار سنجش واقعا مفهوم مورد نظر را مي سنجد يا نه (بيكر؛139:1377) در اين تحقيق از روش اعتبار معيار و ملاك استفاده شده است چرا كه سوالات و گويه هاي موجود درپرسشنامه، مطابقت زيادي با سوالات و گويه هاي پرسشنامه پايان نامه هائي داشته كه در اين زمينه كار كرده اند.

9-2    پايايي تحقيق:

منظور از روايي يا پايايي اين است كه اگر آزمايشي را چند بار تكرار كنيم يا تجزيه و تحليل را به دفعات مختلف انجام دهيم،در همه موارد نتايج به دست آمده يكسان باشد(ساروخاني؛151:1380) براي تعيين پايايي اين تحقيق از ضريب آلفاي كرونباخ استفاده شده است.در واقع آلفاي كرونباخ نشانگر انسجام دروني و همسازي داخلي گويه ها به شمار مي رود.جدول ذيل نتايج تحليل روايي متغير هاي تحقيق را نشان مي دهد.

 

  

 

                                       نتايج تحليل روايي متغيرهاي اصلي تحقيق

 

رديف

                   متغير

تعداد گويه ها

ضريب آلفاي كرونباخ

1

نوع رابطه اعضاي خانواده

20

86%

2

وضعيت اقتصادي،اجتماعي خانواده

7

84%

3

تحصيلات والدين

2

64%

4

بزهكاري

2

79%

   

 

فصل پنجم :

يافته هاي تحقيق :   

 

روش تجزيه و تحليل اطلاعات:

 

بعد از جمع آوري پرسشنامه ها و وارد كردن اطلاعات آن در نرم افزار spss نتايج ذيل بدست آمد.

1- متغير اول(نوع رابطه اعضاي خانواده) تاييد گرديد يعني اينكه بين نوع رابطه ي اعضاي خانواده با بزهكاري نوجوانان در اين شهرستان رابطه اي معنادار وجود داشت.به طوري كه  خانواده هائي كه در آنها روابط گرم و صميمانه حاكم بود، ميزان بزهكاري تاحد زيادي كاهش يافته است و برعكس اكثر بزهكاران ازخانواده هاي بودند كه روابط حاكم بر خانواده ي آنهاسرد و متشنج بوده است.

2- متغير دوم(وضعيت اقتصادي،اجتماعي خانواده) نيز تاييد گرديد،يعني اينكه اكثر بزهكاران از خانواده هائي بودند كه از نظردرآمد،شغل،ورشد اجتماعي در سطح پاييني بودند. 

3- متغير سوم(تحصيلات والدين) نيزتاييد گرديد، يعني اينكه بين بزهكاري نوجوانان وسطح تحصيلات والدين آنها رابطه وجود داشت. واكثر بزهكاران از خانواده هائي بودند كه سطح تحصيلات آنها پايين بوده است.

 

   

 

منابع و ماخذ:

-  اعزازي ، شهلا  «جامعه دشناسي خانواده با تاكيد بر نقش ساختار و كاركردخانواده در دوران معاصر »، تهران: روشنگران.1377

-       احمدي ، حبيب «جامعه شناسي انحرافات» ، تهران : سمت،1387

-  افشاني ، عليرضا «آموزش كاربردي SPSS در علوم اجتماعي و رفتاري» ، يزد : دانشگاه يزد

-  ستوده ، هدايت «آسيب شناسي اجتماعي،جامعه شناسي انحرافات»،تهران :آواي نور،1376

-  شيخاوندي ، داور«جامعه شناسي انحرافات و مسائل جامعوي»، مشهد :مرنديز،1373

-  رفيع پور ، فرامرز«آنومي يا آشفتگي اجتماعي،پژوهشي در زمينه پتانسيل آنومي در شهر تهران»،تهران:انتشارات صداوسيما،سروش،1378

-       قائمي ، علي «زمينه تربيت» ، تهران :اميري،1378

-  مريجي ، شمس الله «عوامل موثر در انحراف از ارزشها» ، قم:مركزپژوهش هاي صدا وسيما،1387

-  سايت هاي :         مقاله (www.sid.ir)              پايان نامهwww.irandoc.ac.ir)  )

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نمونه پرسشنامه:

 

 

1- جنس:                                         2- سن:                              3-  ميزان تحصيلات:

4- تحصيلات پدر:                              5-  تحصيلات مادر:                  6- شغل پدر :

7- شغل مادر:

 

 

رديف

 

كاملا موافقم

موافقم

نه مخالفم نه موافقم

مخالفم

كاملا مخالفم

8

والدينم به همديگر علاقه زيادي دارند.

 

 

 

 

 

9

احترام زيادي براي والدينم قايلم.

 

 

 

 

 

10

ازبودن در كنار والدينم لذت مي برم.

 

 

 

 

 

11

اعضاي خانواده ام با يكديگر ربطه گرم و صميمانه اي دارند.

 

 

 

 

 

12

در خانواده ما حرمت بزرگترها توسط كوچكتر ها رعايت مي               شود.

 

 

 

 

 

13

بيشتر اوقات فراغت خود را با والدينم مي گذرانم.

 

 

 

 

 

14

از در ميان گذاشتن مسائل شخصي با والدين خود هراس دارم.

 

 

 

 

 

15

گردش و تفريح با دوستانم لذت بخش تر از گردش و تفريح با  خانواده است.

 

 

 

 

 

16

مشكلاتم را با پدر و مادرم در ميان مي گذارم.

 

 

 

 

 

17

والدينم براي يكديگر احترامي قايل نيستند.

 

 

 

 

 

18

به نظر دوستانم بيشتر از والدينم اهميت مي دهم.

 

 

 

 

 

19

اكثر اوقات والدينم با يكديگر دعوا ومشاجره مي كنند.

 

 

 

 

 

20

به والدينم اعتماد ندارم.

 

 

 

 

 

21

براي دوستانم بيشتر از والدينم احترام قايلم.

 

 

 

 

 

22

اعضاي خانواده براي يكديگراحترامي قايل نيستند.

 

 

 

 

 

23

در خانواده ام حقوق كوچكتر ها توسط بزرگتر ها رعايت نمي شود.

 

 

 

 

 

24

والدينم به مشكلات من توجهي ندارند.

 

 

 

 

 

25

والدينم نمي توانند مرا درك كنند.

 

 

 

 

 

26

گاهي اوقات توسط اعضاي خانواده ضرب وشتم مي شوم.

 

 

 

 

 

27

آينده ام براي خانواده ام اهميتي ندارد.

 

 

 

 

 

28

درآمد ماهيانه پدرم خوب است.

 

 

 

 

 

29

درآمد ماهيانه مادرم خوب است.(درصورت خانه دار نبودن)

 

 

 

 

 

30

بيشتر اعضاي خانواده ام عضو كتابخانه هستند.

 

 

 

 

 

31

ازخواندن كتاب و روزنامه لذت مي برم.

 

 

 

 

 

32

از نمايشگاههائي كه در زمينه كتاب،مطبوعات و...برگزار مي شوند ديدن مي كنم.

 

 

 

 

 

33

تابه حال چيزي(به قيمت 2تا50هزارتومان)را كه متعلق به خودم نبوده برداشته ام.

 

 

 

 

 

34

تا به حال مواد مخدر حمل كرده ام.

 

 

 

 

 

 



[1] . Hirschi

[2] به فصل(4) روش تحقيق مراجعه شود

[3] Shindeler .

[4] . Croall

[5] . Social control Theories

[6] . Differential association

[7] . Sociological Theories 

[8] . Sigmund freud

[9] . Id

[10] . Ego

[11] . Superego

+ نوشته شده توسط mehdi در دوشنبه ششم دی 1389 و ساعت 1:5 |


Powered By
BLOGFA.COM